با غلط های مصطلح خداحافظی کنیم!1

آموزش ویراستاری و درست نویسی بارها در این کلاس آمده است، زیرا با رعایت الگوهای درست نویسی، زبان که بخشی بزرگ از فرهنگ هر ملتی است حفظ می شود و علاوه بر آن به ساده و روان نویسی و فهم و درک سریع مطالب کمک می شود. بی تردید روزنامه نگاران، نقشی مهم در این فرآیند دارند از این رو ما همچنان از درست نویسی می گوییم ، تا الگوی نوشتاری همگان شود. این بار هم، از ˝مدرسه خبر ایرنا ˝ درسی را برگزیده ایم. واز شما فراگیران دقت و تمرین و تمرین را تقاضا داریم.

خبرگزاری پانا+درست نویسی +روزنامه نگاری

در این درس، چند غلط مصطلح دیگر را معرفی کرده و راه درست‌نویسیِ آن را براساس کتاب «غلط ننویسیم» استاد نجفی ودیگر مقاله ی ایشان ذکر می کنیم به امید اصلاح وَادای دین، به همه آنان که برای حفظ فرهنگ این مرز و بوم تلاش کرده اند . . .

آدم، آدم ها


 آدم اسم خاص و نام نخستین پیامبر خداست؛ درست مانند: نوح، موسی، الیاس، ... . کاربرد آن در زبان معیار به جای اسم عام، یعنی در معنای: انسان، مرد یا زن، کَس، بشر، ... درست نیست. افزون بر این، کاربرد آدم به معنای انسان، نوشتار را به سوی عامیانه‌گویی می‌کشاند. برای روزنامه‌نگار شایسته نیست در متن خود آدم را به جای انسان به‌کار ببرد؛ حتی اگر شاعر یا ادیبی، چون نیما یوشیج نیز آن را در شعر یا متن خود (آی آدم‌ها) آورده باشد، حجتی بر درست بودنش نیست؛ زیرا مردم عام و شاعر و هرکسی که «ادبیات» می‌نویسد، حق دارد هنجار دستور زبان را به هم بریزد، و آن‌گونه که خود می‌خواهد از واژگان بهره ببرد.

جمع بستن آدم (آدم‌ها) نیز در زبان معیار درست نیست و می‌بایست از برابرهای درست آن استفاده کرد؛ مانند: مردم، انسان‌ها، بشر...


جمله ی نادرست: ... از آن سو پزشک، مهندس و بازاریاب در جلسه شرکت می کنند و آدم هایی که نقش چندانی در معادلات فوتبال نداشته و حضورشان در جلسه هم نمی تواند کمک چندانی به فوتبال ایران کند، درنشست حضور می یابند.


جمله ی درست: ... از آن سو، پزشک، مهندس و بازاریاب در جلسه شرکت می‌کنند و کسانی که در معادلات فوتبال نقش چندانی ندارند و حضورشان در جلسه هم نمی‌تواند به فوتبال ایران کمک چندانی کند، درنشست حضور می‌یابند.


فرد/افراد- شخص/اشخاص


چون در دستور زبان فارسی، قانونی وجود دارد که با آن، صفت می‌تواند جانشین اسم شود، بسیاری از این اسم‌های عربی (فرد، افراد، شخص، اشخاص) را می‌توان از زبان گفتار و نوشتار رسمی حذف نمود، که هم به کوتاه‌نویسی کمک ‌کند (مانند این‌که بگوییم: افراد سالمند، بگوییم: سالمندان)، اگر هم از قانون صفت جانشین اسم نتوانستیم استفاده کنیم، خودِ زبان فارسی برابرهای خوبی برایش دارد، که ازقضا بسیار هم رایج و امروزی هستند؛ مانند: کس/کسان، مردم...


در زیر نمونه‌هایی از این دست، در متن نوشتاریِ زبان معیار یافته و برابرسازی شده‌است:


جمله نادرست: انقلاب ایران نمونه ای برای هر فرد صاحب وجدان و آزادیخواه است...
جمله ی درست: انقلاب ایران برای هر صاحب‌وجدان و آزادی‌خواه، نمونه است ..

.
جمله ی نادرست: ... این جذب سرمایه گذار برای شهرستان ... مربوط به زمانی است که این شخص نماینده شهرستان نبوده است.
جمله ی درست: ... این جذب سرمایه‌گذار برای شهرستان ... به زمانی برمی‌گردد که وی نمایندة شهرستان نبود.


جمله ی نادرست: هرچه سطح معنوی افراد بالاتر باشد، سطح ایمنی بدن آنها در مقابل بیماری ها افزایش می یابد.
جمله ی درست: هرچه سطح معنویِ انسان‌ بیش‌تر باشد، ایمنیِ بدنش دربرابر بیماری‌ها افزایش می‌یابد.


*احترام گذاشتن:گزاردن،گذاشتن


گاهی دو فعل گذاشتن و گزاردن را به‌اشتباه به جای هم استفاده می‌کنند. باید اول، به معنا دقّت کرد؛ سپس متوجه شد که کدام فعل در جای درست خود به‌کار رفته‌است.


فرق گزاردن با گذاشتن از نظر معنایی:


1- گذاشتن، چند معنا دارد:


1-1- نهادن، قرار دادن؛ که معنای اصلی و مستقیم‌اش است؛
1-2- وضع کردن، تأسیس کردن، پایه‌گذاری کردن؛ یعنی کار قوه‌ی مقننه!


2- گزاردن:


2-1- به‌جا آوردن، ادا کردن؛ مانند: نماز، احترام، سپاس، ... که با این فعل می‌آید.
2-2- برگرداندن از زبانی به زبان دیگر، یا از بیانی به بیان دیگر، یا از نظامی به نظامی دیگر؛ کلمه‌های: خبرگزاری، گزارش، خواب‌گزار از این معنا به‌دست می‌آید.
2-3- اجرا کردن، انجام دادن.


برای بهتر دریافتن فرق گذار با گزار، می‌توان این‌گونه هم توضیح داد: هر چیزی که با کار اجرایی همراه باشد، می‌شود: گزار؛ اما هرچیزی که با وضع کردن و تعیین تکلیف همراه باشد، می‌شود: گذار!


نکته 1: درباره‌ی فعل مرکب احترام گزاردن، چون غلط مصطلح احترام گذاشتن جا افتاده‌، بهتر است جنس فعل را عوض کنیم؛ یعنی بگوییم و بنویسیم: حرمت نهادن، ارج نهادن، بزرگ داشتن، محترم شمردن، ...


نکته 2: برخی کلمه‌ها هم با گذار درست است، هم با گزار؛ منتها معناهایشان فرق می‌کند؛ برای مثال: قانون‌گذار (آن‌که قانون را وضع می‌کند، مانند مجلس شورا)، قانون‌گزار (آن‌که قانون را اجرا می‌کند، مانند دولت)؛ حکم‌گذار (آن‌که حکم را وضع می‌کند، مانند: قاضی)، حکم‌گزار (آن‌که حکم را اجرا می‌کند، مانند: مأمور اجرای حکم)، ...


جمله ی نادرست: آنها به اقداماتی که به موجب قطعنامه 2254 در مورد آن توافق شده بود، احترام نگذاشتند.
جمله ی درست: آنها اقدام هایی را که به موجب قطعنامة 2254 درمورد آن توافق شده بود، محترم نشمردند. (ارج ننهادند، احترام نگزاردند)

 

غلط های مصطلح

کلمات درست جایگزین

آدم، آدمها

انسان، کَس، بشر

احترام گذاشتن

احترام گزاردن، حرمت نهادن، محترم شمردن، ارج نهادن،

گرامی داشتن 

 

 

ارائه کردن

 

 

گفتن، دادن، تقدیم کردن، پیش کش کردن، تحویل دادن،

بیان کردن ،پیشنهاد کردن

 

 

اقلاً

دست کم، حداقل، لااقل

اکثراً

اکثر، اغلب ، بیش تر

بالاخره

سرانجام، عاقبت، سرآخر، در آخر، در پایان

بخشیدن

بخشودن

به بهانه ی

به مناسبت

 

 

 

کلمات درست

کلمات نادرست

حق گذار

حق گزار

بنیان گزار

بنیان گذار

نماز گذار

نمازگزار

احترام گذاشتن

احترام گزاردن

سپاس گذار

سپاس گزار

برگذار

برگزار

 

 

ریاضی را با زمان پیش ببرید .
ورود نمایندگی ها دریافت کارنامه درخواست نمایندگی تالار افتخارت آلبوم تصاویر نظرسنجی سرگرمی ها خبرنامه